باران....

سوختم.... باران بزن.....شاید تو خاموشم کنی.....

 

شاید امشب سوزش این زخمها را کم  کنی.......

 

آه باران...... من سراپای وجودم آتش است......

 

پس بزن باران.... بزن!!! شاید تو خاموشم کنی.....

 

**************************************************

 

چند روزه زیاد حوصله ندارم دوستای گلم.... سعی میکنم بهتون سر بزنم و اگه بازم برگشتم آپ میکنم. فدای همتون. واسم دعا کنین...!

/ 12 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اسماعیل محمد شریفی

سلام خانم گل انشائ الله خوب میشوی خدایا او را سلامت بدار و عافیت عنایت کن مشاوره دینی خانواده وازدواج sheykhsharif [گل]

سیدمحمدایزدیار ( ببر مبارز )

سلام خانوم خانوما چه طوری؟ آپ کردم پیش ما بیا..... من منتظر دیدار تو هستم در ضمن پشت زمینه ی جدیدتم قشنگه از قبلی خیلی بهتره. همیشه شادو موفق باشی [خداحافظ][خداحافظ]

ابوالفضل

گاهی برخی دردها رو تسکینی جز صبر و تحمل نیست " من این جمله رو یک جایی خوندم اما قبول ندارم" انسان توانایی های زیادی داره و اگه بخواد میتونه تلخترین ها رو فراموش کنه " فقط مدت زمانی که واسه فراموش شدن میبرن فرق داره

نادیا

خاطره هارو مرور کن حالت بهتر میشه فقط مواظب باش کسی دورو برت نباشه که اگه زدی زیر خنده فکر نکنه دیوونه شدی!!!

سیدمحمدایزدیار ( ببر مبارز )

سلام گلي جان نبينم رفقاي گلم بي حوصله باشن تا ميتوني شادباش و سبز روح كه هيچ مشكلي نتواند به قلب بزرگت راه پيدا كند. يه مطلب كار بيستم گذاشتم بي حوصلگي رو بذار كنارو بيا بخون.[گل]