گلی در شوره زار

اینجا زندگی روان تر از اب در جریان است....

و سادگی سخت تر از مروارید در صدف پیدا میشود....

اگر به دنبال دوستی رفتی

بدان که در شب

در پی سایه سرگردانی

گاهی گرفتن ستاره ای از اسمان

از گرفتن دست صداقت اسان تر است................s !

نوشته شده در شنبه ۱٠ فروردین ۱۳٩٢ساعت ۱٢:۳٢ ‎ق.ظ توسط ندا...گلی در شوره زار نظرات ()

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ؟

 

 بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا ؟

نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی

سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا ؟

عمر مارا مهلت امروز و فردای تو نیست

من که یک امروز مهمان توام فردا چرا ؟

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم

دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا ؟

وه که با این عمر های کوته بی اعتبار

این همه غافل شدن از چون منی شیدا چرا ؟

آسمان چون جمع مشتاقان ، پریشان می کند

درشگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا ؟

شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر

این سفر راه قیامت میرود....تنها چرا؟!

 

نوشته شده در پنجشنبه ۸ فروردین ۱۳٩٢ساعت ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ توسط ندا...گلی در شوره زار نظرات ()


Design By : Pichak