گلی در شوره زار

عشق یعنی پاک ماندن در فساد....

اب ماندن در دمای انجماد..............

در حقیقت عشق یعنی سادگی......

در کمال برتری..................افتادگی....

   ********************************

تحمل تنهایی از گدایی دوست داشتن بهتر است....

و تحمل اندوه از گدایی شادی........

بهتر است انسان بمیرد تا به گدایی زندگی برخیزد......!

   ********************************

اینو هیچوقت یادتون نره::

             حاصل عشق مترسک به کلاغ:نابودی مزرعه......!!

 

نوشته شده در پنجشنبه ٢٦ شهریور ۱۳۸۸ساعت ۱٢:٠٩ ‎ب.ظ توسط ندا...گلی در شوره زار نظرات ()

زندگی شاید همین باشد....

یک فریب ساده و کوچک.....

انهم از دست عزیزی که تو دنیا را...

جز برای او و جز با او نمیخواهی......

اری..... بی گمان باید همین باشد....!

ماجرا چندان مفصل نیست...

اصلا ماجرایی نیست...!

راست میگوید که میگوید:

زندگی با ماجراهای فراوانش

ظاهری دارد بسان بغرنج و در هم باف......

اری... اری زندگی باید همین باشد....

یک فریب ساده و کوچک....

انهم از دست عزیزی که...

برایت هیچ کس چون او گرامی نیست.................!

 

نوشته شده در دوشنبه ٢۳ شهریور ۱۳۸۸ساعت ۳:٥٥ ‎ب.ظ توسط ندا...گلی در شوره زار نظرات ()

ای وای و حسرت همیشگی................

گاهی چقدر زود دیر میشود.................................!!

نوشته شده در یکشنبه ٢٢ شهریور ۱۳۸۸ساعت ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ توسط ندا...گلی در شوره زار نظرات ()

من از روییدن خار سر دیوار دانستم

که ناکس کس نمیگردد بدین بالانشینیها................

فعلافقط همین....

نوشته شده در چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸۸ساعت ٩:٤٧ ‎ق.ظ توسط ندا...گلی در شوره زار نظرات ()

به سه چیز تکیه نکن......

غرور.... دروغ..... و عشق....

ادمی با غرور میتازد تا پرتگاه ذلت.....

با دروغ میبازد ......

و با عشق میمیرد......

برایت دعا میکنم که خدا از تو بگیرد....

هر انچه را که خدارا از تو میگیرد.........................

                  دست همه دوستان رو میبوسم.... !

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٧ شهریور ۱۳۸۸ساعت ٩:٤۱ ‎ق.ظ توسط ندا...گلی در شوره زار نظرات ()

بیاییدگهگاهی به قلبمان سری بزنیم ...... که حتی وقتی خوابیم..... بیدار است.....

 فدای همتون...... همتون....!

نوشته شده در دوشنبه ۱٦ شهریور ۱۳۸۸ساعت ٧:٥٢ ‎ب.ظ توسط ندا...گلی در شوره زار نظرات ()

وقتی خواستم زندگی کنم راهم را بستند....

خواستم ستایش کنم گفتند خرافات است.....

خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است......

وقتی خواستم گریستن ....گفتند دروغ است.....

خواستم خندیدن....گفتند دیوانه است..............

دنیا را نگه دارید...... میخواهم پیاده شوم......!!!!

                                                            دکتر شریعتی

 میخوام یه زندگی جدیدو شروع کنم......جدید جدید....خداحافظ گذشته من...!!!!

نوشته شده در شنبه ۱٤ شهریور ۱۳۸۸ساعت ٩:٤۳ ‎ق.ظ توسط ندا...گلی در شوره زار نظرات ()

از هم گریختیم....

وان نازنین پیاله دلخواه را....دریغ

بر خاک ریختیم...!

جان من و تو تشنه پیوند مهر بود

دردا که جان تشنه خود را گداختیم!

بس دردناک بود جدایی میان ما...

از هم جدا شدیم و بدین درد ساختیم.....

دیدار ما که انهمه شوق و امید داشت

اینک نگاه کن که سراسر ملال گشت....

ان عشق نازنین که میان من و تو بود...

دردا که چون جوانی ما پایمال گشت....

با انهمه نیاز که من داشتم به تو...

پرهیز عاشقانه من ناگزیر بود......

من بارها به سوی تو باز امدم ولی....

هر بار دیر بود......

اینک من و توایم.... دو تنهای بی نصیب...

هر یک جدا گرفته ره سرنوشت خویش.....

سرگشته در کشاکش طوفان روزگار....

گم کرده همچو ادم و حوا... بهشت خویش....!!!!!!!!!!!!!!

 

 

 

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٠ شهریور ۱۳۸۸ساعت ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ توسط ندا...گلی در شوره زار نظرات ()

ای عشق شکسته ایم...مشکن ما را...

اینگونه به خاک ره میفکن ما را...........

ما در تو به چشم دوستی می بینیم

ای دوست مبین به چشم دشمن ما را.........

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٠ شهریور ۱۳۸۸ساعت ٤:٠٧ ‎ب.ظ توسط ندا...گلی در شوره زار نظرات ()

ارزویم این است..................

نتراود اشک از چشم تو هرگز.. مگر از شوق زیاد...

نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز.....

و به اندازه هر روز تو عاشق باشی....

عاشق انکه تو را میخواهد.....

و به لبخند تو از خویش رها میگردد.....

و تو را دوست بدارد به همان اندازه..................

                       که دلت میخواهد..............!

 

                     **********************

 

انان که زما دور ولی در دل و جانند

بسیار گرامی تر از انند که دانند.........

نوشته شده در دوشنبه ٩ شهریور ۱۳۸۸ساعت ٥:٢۳ ‎ب.ظ توسط ندا...گلی در شوره زار نظرات ()

ای صمیمی... ای دوست....

گاه و بیگاه لب پنجره خاطره ام می ایی...

دیدنت حتی از دور

اب بر اتش دل میپاشد...

انقدر تشنه دیدار توام

که به یک جرعه نگاه تو قناعت دارم......

دل من لک زده است

گرمی دست تو را محتاجم...

و دل من به نگاهی از دور

طفلکی میسازد....

ای قدیمی... ای خوب...

تو مرا یاد کنی یا نکنی

من به یادت هستم...

من صمیمانه به یادت هستم...

دایم از خنده لبانت لبریز.....

دامنت پر گل باد............................................

نوشته شده در پنجشنبه ٥ شهریور ۱۳۸۸ساعت ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ توسط ندا...گلی در شوره زار نظرات ()

من که تسبیح نبودم... تو مرا چرخاندی...

مشت بر مهره تنهایی من پیچاندی........!

مهر دستان تو دنبال دعایی میگشت

بارها دور زدی....ذهن مرا گرداندی.....

ذکرها گفتی و بر گفته خود خندیدی

از همین نغمه تاریک مرا ترساندی...!

بر لبت نام خدا بود... خدا شاهد ماست

بر لبت نام خدا بود و مرا رقصاندی..!!؟!!!

دست ویرانگر تو عادت چرخیدن داشت

عادتت را به غلط چرخه ایمان خواندی...

قلب صد پاره من مهره صد دانه نبود

تو ولی گشتی و این گمشده را لرزاندی!

جمع کن رشته ایمان دلم پاره شدست

من که تسبیح نبودم..... تو چرا چرخاندی.......؟!

نوشته شده در چهارشنبه ٤ شهریور ۱۳۸۸ساعت ٢:٥۸ ‎ب.ظ توسط ندا...گلی در شوره زار نظرات ()

زندگی فرصت بس کوتاهیست........

تا بدانیم که مرگ....

اخرین نقطه پرواز پرستوها نیست.....

مرگ هم حادثه است......

مثل افتادن برگ..............

که بدانیم پس از خواب زمستانی خاک....

نفس سبز بهاری جاریست........

من به اندازه زیبایی چشمان تو غمگین ماندم...

و به اندازه هر برق نگاهت به نگاهی نگران......

تو به اندازه تنهایی من خوشبختی.....

و به اندازه تنهایی من شاد بمان..........

و به اندازه تنهایی من....و به اندازه تنهایی من.......

نوشته شده در چهارشنبه ٤ شهریور ۱۳۸۸ساعت ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ توسط ندا...گلی در شوره زار نظرات ()

به چشمی اعتماد کن که به جای صورت به سیرت تو مینگرد....

به دلی دل بسپار که جای خالی برایت داشته باشد...............

و دستی را بپذیر که به جای مشت شدن.......باز است..........

 این اولین مطلبی بود که از یه عزیز دریافت کردم.......شاید خودش یادش نباشه دیگه...!

                                                                         یادش به خیر..........!

نوشته شده در چهارشنبه ٤ شهریور ۱۳۸۸ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ توسط ندا...گلی در شوره زار نظرات ()

پرواز را به خاطر بسپار........................................

پرنده مردنیست...........!

نوشته شده در چهارشنبه ٤ شهریور ۱۳۸۸ساعت ٩:٢٦ ‎ق.ظ توسط ندا...گلی در شوره زار نظرات ()


Design By : Pichak